دسته‌بندی نشده

مدیریت مطبوعات، برشی از سطح به عمق

به گزارش روابط عمومی ماهنامه مدیریت رسانه،  دکتر فرشاد مهدی پور در سرمقاله شماره ۲۶ این ماهنامه می نویسد:

هنگامی که درباره مدیریت مطبوعات سخن گفته می شود، معمولا ذهن به سمت ساختارها و راهبردها و اداره یک رسانه (و این جا عمدتا رسانه های چاپی) سوق پیدامی کند و آن چه باید از ابزار و ادوات برای چنین رسانه ای فراهم آورد. حال آن که شاید بخش اثرگذارتر یا پنهان تر مدیریت مطبوعات، همان عواملی باشد که در بیرون از یک رسانه مکتوب، در حال اداره و خط دهی به آن هستند و چون ساختی درهم تنیده، ابعاد اقدام های رسانه ای را روشن می سازند؛ رسانه به مثابه یک سازمان در شبکه های از سازمان های دیگر قرار دارد، و محیط پیرامونی آن، علاوه بر سازمانهای رقیب همسو، درگیر دو گونه سازماندهی عمودی (از بالا به پایین) و افقی (البته ازسطحی پیشینی) است. این نوشته مجالی است برای توضیح این دو بخش مؤثر وسرنوشت ساز در مدیریت مطبوعات.
اول
سازمان ها به نحوی عمودی سازماندهی می شوند؛ یعنی در بالای سر آنها و دریک سطح بسیار پرقدرت، مجموع های از تدابیر، شبکه ها، روابط و ساختارهای هدایت کننده قرار دارد، که پاره ای از آن ها رسمی و مرئی و بخشی دیگر نامرئی و غیررسمی هستند. در ایران به طور مشخص معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی، اصلی ترین واحد سازماندهی نشریات در نظام حکمرانی ملی است؛ این معاونت را قانون مطبوعات به وضوح پشتیبانی می کند و شاید از معدود محدود ه های عمل حاکمیتی در حوزه فرهنگ است، که قانونی مشخص و مصرح در باب آن وجود دارد. یک ابزار اعمال حاکمیت مستقیم، در دستان این معاونت، هیئت نظارت بر مطبوعات است که با وجود داشتن یک بدنه ائتلافی اما همواره با ترکیب بندی دولت مستقر، همراهی و همزبانی بیشتری دارد؛ همچنین این نهاد می تواند با ارجاع مشکلات مطبوعاتی به دادگاه صالحه مطبوعات(که خوشبختانه دارای هیئت منصفه نیز هست) به نحوی دیگر در مجازات خاطیان اقدام کند. قوه قضاییه هم به واسطه قوانین نظیر اقدامات تأمینی و … و تأسیس دادسرایی ویژه رسانه ها، در سویه نظارتی و طبعا هدایتی، در مورد مطبوعات نقش واضح و روشنی را ایفا می کند.
گذشته از این سازوکارهای رسمی و شناخته شده، مجموعه ای از نهادهای دیگر نیزوجود دارند که بخشی از مدیریت مطبوعات را به نحوی انجام می دهند، مثلا رسانه ملی که با توجه به رسانه ها یا تخفیف دادن به آ نها و سوژه هایشان نقش مهمی دراین عرصه ایفا می کند، چرا که تأکیدی خاص بر خوانش صفحات اول روزنامه ها داشته و با این کار وزنی اختصاصی برای مطبوعات قائل می شود؛ یا حوزه علمیه که به سابقه طولانی مکتوب گرایی، علاقه  های وسیعی به نشریات چاپی داشته و واکنش هایی نیز که عمدتا در آنجا نسبت به مطبوعات ایجاد می شود، ناشی از این علقه های قدیمی است.
غیر از این موارد، در سطح عمودی مدیریت مطبوعات، عناصر شاخص دیگری نیزوجود دارد که در رأس آن ها سازمانهای بیمه و مالیات قرار دارند؛ آنها در واقع نقش تنظیم شدگی (رگولاتوری) را برای نشریات مکتوب بازی می  کنند و طبق ضوابط آن ها است که می توان از نیروی انسانی(یعنی اصلی ترین بخش فعالیت رسانه ای)، استفاده کرد؛ با آن ها قرارداد بست یا از کار بازشان داشت. بیمه و مالیات از سخت ترین ابزارها برای اعمال حاکمیت بر رسانه ها به شمار می روند که معمولا در نگاه حتی تخصصی نیز مورد توجه قرار نمی گیرند و آنانی که دستی در اجرا دارند، می دانند که وارد کردن یک سرفصل شغلی خاص در این ساختارها، با چه دشوار ی هایی رو به رو است.
دوم
نشریه در چرخه تولید، پس از مجموع های از تدارکات و امکانات اولیه قرار دارد که فهرست طولانی ای از هزینه های جاری و سرمایه ای و … را دربرمی گیرد. اما آن چه در این جا مراد است، آن دسته از سازمان هایی است که قبل از انتشار (به معنای تقدم وضعی) می بایست، وجود داشته باشند تا مطبوعه به طبع برسد؛ در رأس همگی آن ها کاغذ (کارخانه ها، دلالان، بازار و …)، چاپ (چاپخانه ها، دستگاه های چاپ، لیتوگرافی  ها و …) و توزیع (شرکت ها، کیوسک ها و …) قرار دارد. مقوله کاغذ از پردامنه ترین ابزار مدیریتی در مطبوعات است؛ برای مثال کاغذی در بازار نایاب می شود یا کاغذی جدید وارد؛ این کاغذها از کیفیت، اندازه و رنگ های متفاوتی برخوردار هستند و متناسب با آنها، شکل و شمایل روزنامه ها و مجلات نیز دگرگون می شود. متناظر با کاغذ، عمل چاپخانه ها نیز با اهمیت است؛ آ نها می توانند ساعات و روزهای فعالیت رسانه ها را دستخوش جا به جایی کنند که حتما به تغییر وضعیت کارکنان، نوع محتوای عرضه شده، راهبردهای سازمانی و … منجر می شود، چون رسانه ها زمانبندی تولید خود را بر مبنای خروجی توافق شده با چاپخانه ها تنظیم می کنند. در چاپ، حتی نکته ای  جزئی مانند نحوه بسته بندی نشریه نیز بر کل فرایند اداره آن، مؤثر است به گونه ای که مفتول شدن، چاپ مجزای جلد و ملحق شدن آن به نشریه، تفاوت زمان و کیفیت چاپ صفحات داخلی و رویی و … چرخه داخلی یک رسانه مکتوب را متحول می سازد.
و اما توزیع که همه چیز تقریبا به آن بستگی دارد؛ رکود فراگیر در اقتصاد کشور،شرکت های توزیع را به ورطه ورشکستگی سوق داده است. این امر در کنار کاهش شمارگان رسانه های چاپی، درآمدهای شرکت ها توزیع و کیوسکداران را کاهش و آنها را به عرضه کالاهای دیگر واداشته است. این امر در یک نمای اولیه، کاهش اهمیت توزیع نشریه برای توزیع کننده را به وجود آورده که مستقیما بر درآمد رسانه ها اثر می گذارد. و درآمد شاهرگ حیاتی، حیات و ممات رسانه است. ضمن این که این دکه  دار و چینش رسانه ها توسط او است که رسانه را وا می دارد، چه کاغذی را برگزیند یا نشریه را چگونه به چاپ برساند.این اثرگذاری سازمان های پیشینی بر رسانه مکتوب، کاملا غیر ارادی، محاسبه نشده و اجباری است؛ تقریبا در این جا حتی پول هم حرف آخر را نمی زند و بیش از هرچیز بازار و در خود بازار نیز بیش از نظام عرضه- تقاضا روابط غیر تجاری حاکم برآن است، که نقش آفرینی می کند. هنگامی که در اوایل دهه ۷۰ روزنامه همشهری در قطع تابلویید و با چاپ رنگی عرضه شد، مقاومت زیادی در دیگر روزنامه ها برای نزدیک شدن به این الگو وجود داشت، اما حرکت زمان نشان داد که یا همگی تن به هر دو تغییر دادند یا لااقل رنگ را وارد دستور کار خود کردند.
سوم
زنجیره ارزش مطبوعات دگرگون شده و دو عامل پیش گفته، با قدرت بیشتری بر مدیریت این زنجیره اعمال فشار می کند؛ در این جا است که می توان با اتکا به تحولات فضای مجازی، از ظرفیت های نوین برای بهسازی مدیریت مطبوعات بهره برد، چه در محیط داخلی و چه در محیط خارجی. قانون مطبوعات برای اداره نشریات نیازمند بازنگری است، این امر می تواند مدیریت مطبوعات را متحول کند،اما پرسش این است که به چه سمت و سویی؟ فعلا چشم انداز ما، تحولات در مسیرسایبر است و طبعا چنین قانونی می بایست با چنین رویکرد، اصلاح شود. سایبر قواعدحقوقی اداره نشریات، ساعت کار آ نها، موارد مرتبط با بیمه و مالیات و … را درهم ریخته است؛ هم اکنون نوعی از کار غیر مستقر (برو نسپاری شده) در مطبوعات درحال رواج است که با وجود معایب بسیار آن، نمی توان بر مزایای آن چشم فروبست و رویه های قانونی فعلی، معمولا در قبال این نوع همکاری ها ساکت هستند و همین امر موجب آن می شود اشراف حاکمیتی بر رسانه های چاپی به مرور مانند نسخه های مجازی، کاهش یابد.
به همین موازات، در بسیاری از مواقع دیگر شمارگان و نوع کاغذ و چاپ روزنامه ها و نشریات نیست که با مخاطب ارتباط برقرار می کند؛ این صفحات مجازی است که در قالب پیام رسانه ها، شبکه های اجتماعی و سایت های خبری محتوا و تصویر جلد آن ها را مخابره کرده و به دست مخاطب می رساند. با این تفصیل، دیگر اثرگذاری سازمان های  مسطح پیشینی نیز تغییر یافته و به تعبیری دقیقتر، ساز ه های دیگری جایگزین آنها شد ه اند؛ توزیع اگر نتواند نشریه را به مقصد برساند، کاغذ مطلوبیت لازم را نداشته باشد و چاپ نیز همین طور، همه آن ها زیر رنگ و لعاب تصاویر اصلی که از داخل مانیتورهای صفحه آرایی راهی صفحات وب می شوند، نادیده گرفته خواهند شد و این هم نشان های دیگر از جا به جایی در زنجیره ارزش نشریات مکتوب است.
مدیریت مطبوعات رو به آیند های تازه در حرکت است؛ آینده ای که فهم کنونی ما، آن را به سایبر و موبایلیتی محدود می سازد، هر چند که ۱۰ – ۱۵ سال پیش از چنین فناوری هایی خبری نبود و کسی از ۱۰ سال آتی و بلکه کمتر خبری ندارد. با این همه باید خیلی سریع این شبکه روابط میان سازمان رسانه چاپی را با عقبه های محیط بر آن، هماهنگ کرد تا دچار عقب افتادگی نشوند.